مراد على شمس

76

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )

نمىدهد . رجال الهى نهال و شجرهء طيبه را در جامعه مىكارند و پرورش مىدهند و سپس احتياج به زمان دارد تا ميوه‌هايش در دسترس اجتماع قرار گيرد . بعد از وفات چنين شخصيت‌هايى است كه ميوه‌هاى وجودى آن‌ها به‌بار مىآيد ، كم‌كم مردم ، با شخصيت آن‌ها آشنا مىشوند و بر رفتن آنان افسوس مىخورند . . . . 3 - به‌واسطه طبيعت كار يا اخلاص و پاكى نيّت در اشخاص باعث مخفى و ناشناخته ماندن شخصيت افراد مىشود كه پس از وفاتشان پاره‌اى از آثار و اسرارشان روشن شده ، مردم كم‌وبيش بدانها پىبرده و آن‌ها را مىشناسند . 4 - به‌واسطه طبيعت كار آن‌ها است كه آثار محسوس و ملموس ندارند از قبيل آثار فعاليتهاى فرهنگى كه آثارشان نامرئى و نامحسوس است و مدت‌ها بايد بگذرد تا آثار مع الواسطهء آن‌ها ظاهر شود ، نه مثل فعاليت‌هاى سياسى و اجتماعى كه به محض پيروزى ، آثارش بلافاصله در جامعه منعكس مىشود و مردم زود به اهميت آن پى مىبرند و آن را مورد ارزيابى قرار مىدهند . البته ممكن است علت‌هاى ديگرى نيز وجود داشته باشد كه از آن‌ها مىگذريم . مرحوم علّامه طباطبايى ( رضوان اللّه عليه ) از تمام ويژگىهايى كه ذكر شد برخوردار بود . هم حجاب معاصرت مانع مىشد از آن‌كه كسانى آن‌چنان‌كه مىبايست ايشان را بشناسند . و هم اخلاص در كار و دورى گزيدن از تظاهر و خودنمايى موجب اين مىشد كه قشرهاى وسيعى از جامعه از اهميت كار وى آگاه نشوند و نيز كمالات معنوى و روحى عظيمى را كه داشت و در جاى بلندى از معرفت و عرفان را كه بدان رسيده بود ، براى ديگران بيان نمىكرد و كتمان مىنمود و اين باعث مىشد كه تنها عدّهء معدودى از درجات كمال و فضيلت او آگاه شوند ، و مطمئنا بسيارى از اسرار معنوى اين مرد بزرگ هنوز هم براى